شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت چهل و سوم :
به آرامی پرسیدم :
-من باید چه کار کنم ؟در مورد اتاق!
به اتاق کنار دستش اشاره کرد و گفت؛
-وسایلتو بیار تو این اتاق .
پرسیدم:
-چرا اینجا؟فرقش با اتاقی که در حال حاضر داخلشم چیه؟
اخمش را درهم کشید و گفت؛
-فضولی موقوف !کاری که بهت می گم انجام بده .متاسفانه باید ظاهرسازی کنم. توام همینطور!
با چیزهایی که شنیدم کما بیش متوجه ی منظورش شدم .اما هنوز کمی گیج بودم. مگر از اتاق دس
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مهین
0بسیار عالی و آخر هر پارت نفسم بند میاد که قرار بعدش چی بشه خسته کاراتون بناشید نویسنده عزیز